دفتر دفتر می‌نویسم و مچاله می‌کنم

نه اینکه نوشتن بلد نباشم

نه اینکه افکارم مشوش باشد

نه اینکه حرفی برای گفتن نداشته باشم

نه،

کاغذها خراب شده‌اند

دیگر رنگ نمی‌گیرند

دیگر نوشتن هیچ فایده‌ای ندارد

/ 7 نظر / 12 بازدید
ژن کاذب

بنویس حتی اگه شده روی دیوار .... [گل]

مریم

به نوعی ینی فقط کاغذها بیرنگ موندن ! ... جالب بود ! [لبخند]

انجمن فرزانگان کویر

با سلام موشی افسار شتری را گرفت ..... گفت:گستاخی مکن بار دگر تا نسوزد جسم وجانت زین شرر تو رعیت باش چون سلطان نه ای خود مران کشتی چو کشتیبان نه ای انجمن فرزانگان کویر

کویر

هر بار که این عبارات را می خوانم طوفان درونم بیدار میشود ...

ژن كاذب

شايد زمان سنگ و به تعبير تو ميخ! نباشيم، ولي زمان قلبهاي سنگي و ديوارهاي بلند كه هستيم .. باشه، تو ننويس .. من ياد ميگيرم نگاهت رو بخونم .. [گل]

هم نفس

دنیا را بد ساخته اند از عشق مینویسی , به سخره می گیرند از صداقت مینویسی , قاه قاه میخندند از غم مینویسی بی تفاوت مینگرند... دستانمان زحمت راست چیدن به خود نمی دهد راه کج مسیرش سر راست تر است... بزن طبل بی خیالی دنیـــــــــــــا را خـــــــرابتر کن! " هم نفس" سلام و درود بر شما وبلاگ زیبایی دارید بسیار لذت بردم خوشحال میشم به منم سر بزنید